هر قدر دنیا به سوی نوگرایی پیش می رود، توجه انسان ها به معنویت به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه بیشتر می شود؛ چرا که فطرت انسان ها خدایی ست و با عشق سرشته شده و آنان برای فرار از قیل و قال دنیای امروز، خلوتگاهی جز سایه بان عشق نمی یابند. در تایید این سخن، ترجمه های گوناگونی است که از آثار مولانا، این شاعر و عارف مکتب شور و عشق به عمل آمده است. فیه ما فیه مجموعه افکار و عقاید مولاناست که با معانی و صورتی هنجار گریز و ساختارشکن در سایه الهامات غیبی و وحی الهی، چراغ کوره راه های سیر تکامل انسان و فنای فی اله شده است. در این پژوهش، نثر فیه ما فیه از دیدگاه ساختارشکنی که به دو قسمت ساختارشکنی درونی (فرم ذهنی) و ساختارشکنی ظاهری تقسیم شده، مورد بررسی قرار می گیرد تا توجیه مناسبی برای زبان غریب و دور از ذهن مولانا که آکنده از ابهام های گوناگون است، پیدا شود و مشتاقان را در فهم بیشتر این اثر گرانبها یاری نماید.